,,, مرگ در می زند ,,,


ღ...ღ سايه روشن ღ...ღ

 در همه ی خواب هايم همان خانه را می بينم 

 همان ديوارها و همان اتاق ها , با پنجره های بسته ای آن بالا 

 کاری تمام نشده انتظار مرا می کشد ...

 کاری که عمر کفاف تمام شدنش را نخواهد داد 

 که تا تمام نشود , زندگی نمی آيد ...

 در همه ی خواب هايم همان خانه را می بينم 

 همان باغچه و همان بام 

 برگشتم تا کاری را تمام کنم 

 نشد ...

 گم شدم ميان دالان هايش 

 بی زندگی برگشتم 

 و مرگ هنوز نيامده است ...

 در همه ی خواب هايم 

 مرگ در می زند ...!!!

 


♥ دوشنبه 29 مهر 1392 ♥ 21:19 بـ ه قـلمـ xn----ymc5afi2idko ♥
ارسال نظر(3)


طراح : صـ♥ـدفــ


ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید