ღ...ღ سايه روشن ღ...ღ
زندگی در چشم من شب های بی مهتاب را ماند , شعر من نيلوفر پژمرده در مرداب را ماند , ابر بی باران اندوهم , خار خشک سينه کوهم , سال ها رفته است کز هر آرزو خالی است آغوشم , نغمه پرداز جمال و عشق بودم آه... حاليا , خاموش خاموشم , يار از خاطر فراموشم ! فريدون مشيری
♥ پنجشنبه 16 شهریور 1391 ♥ 20:59 بـ ه قـلمـ xn----ymc5afi2idko ♥
ارسال نظر(3)
| طراح : صـ♥ـدفــ |
