آيينه


ღ...ღ سايه روشن ღ...ღ

نشسته ام مقابلش

به هم نگاه می کنيم

فقط سکوت و فاصله بين نگاه می دوند

چه انتظار مرده ای

چه لحظه ها که در سکوت , به پای خواب رفته اند

به خود نگاه می کنم

به يک نفر که در نقاب شيشه يک آيينه

به من نگاه می کند

به يک نفر

رفيق سايه و سکوت

همزاد اشک , آه و درد

دلی صدا می کند

دلی که در سکوت سرد غصه ها , می شکند

  در آيينه تنها ترين دل هم شکست...

 

 

 

 


♥ چهارشنبه 25 بهمن 1391 ♥ 20:27 بـ ه قـلمـ xn----ymc5afi2idko ♥
ارسال نظر(0)


طراح : صـ♥ـدفــ


ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید