ღ...ღ سايه روشن ღ...ღ
کشتی قلبم گرانبها ترين کالا های غم و غصه را بار زد و لنگر جدايی را از اعماق قلبم بيرون کشيد اما رودخانه چشمانم خشکيده بود زيرا آبش را در لحظه لنگر کشيدن کشتی تمام کرده بود ...
♥ شنبه 08 مهر 1391 ♥ 23:06 بـ ه قـلمـ xn----ymc5afi2idko ♥
ارسال نظر(2)
| طراح : صـ♥ـدفــ |
